بررسی اسکلت‌های انسان از زمان‌های باستان تا‌به‌امروز حاکی از آن است که برخی بیماری‌های عفونی به‌تدریج در مسیری تکامل پیدا کرده‌اند که آسیب کمتری به میزبان خود بزنند.

درحالی‌که جهان درگیر دنیاگیری کووید ۱۹ است، مطالعه‌ای روی دَه‌هاهزار اسکلت باستانی نشان داده است که چگونه بدن انسان برای مبارزه با بیماری تکامل پیدا می‌کند و چگونه بیماری‌ها نیز به‌مرور‌زمان در جهتی تکامل پیدا می‌کنند که کشندگی آن‌ها کمتر شود. نتیجه‌گیری حاصل از این مطالعه که در ساینس‌الرت گزارش شده است، دانش بیشتری درباره‌ی نحوه‌ی کنارآمدن انسان‌ها با بیماری‌ها در طول زمان می‌تواند فراهم کند.

پژوهشگران مطالعه‌ی جدید می‌گویند پژوهششان نشان می‌دهد که چگونه میکروب‌ها در مسیر تکثیر و اطمینان از بقا در بیشترین میزبان انسانی ممکن جهش پیدا می‌کنند؛ اما این رفتار شدت بیماری را نیز به‌مرور‌زمان کاهش می‌دهد. سرانجام، میکروارگانیسم‌های مضر یا پاتوژن‌ها به‌نوعی با بدن انسان به آتش‌بس می‌رسند.

جذام و سل و ترپونماتوزها، گروهی از بیماری‌های شامل سیفلیس، بیماری‌هایی بودند که در پژوهش جدید تجزیه‌و‌تحلیل شدند. همه‌ی این بیماری‌ها اثرهایی روی استخوان‌ها و دندان‌ها می‌توانند برجای بگذارند که نشانه‌ی عفونت است و به‌دلیل بقایای انسانی و سوابق پزشکی موجود می‌توان آن‌ها را تا دویست نسل دنبال کرد. ماسیج هنبرگ، انسان‌شناس دانشگاه فلیندرز استرالیا می‌گوید:

هرکدام از این سه بیماری کاهشی در شیوع ناشی از سازگاری مشترک را نشان می‌دهد که هم برای بیماری و هم برای میزان انسانی مفید بوده است. در پنج‌هزار سال گذشته و پیش از ظهور پزشکی مدرن، شیوع علائم اسکلتی سل کمتر می‌شود و اثرهای اسکلتی جذام در اروپا پس از پایان قرون وسطی کاهش پیدا می‌کند؛ درحالی‌که علائم اسکلتی ترپونماتوز در آمریکای‌شمالی، خصوصا در سال‌های آخر قبل از تماس با اروپایی‌های مهاجم، کم می‌شود.

پژوهشگران مطالعات گذشته‌ی این سه بیماری را بررسی کردند که درمجموع، ۶۹،۳۷۹ اسکلت را شامل می‌شد. در مطالعات بررسی‌شده، سن اسکلت‌ها از ۷۲۵۰ق‌م تاکنون متغیر بود. همه‌ی اسکلت‌ها مربوط به افراد مبتلا به سل یا ترپونماتوز یا جذام نبود و تمام اسکلت‌های افرادی که به این بیماری‌ها مبتلا بودند، علائم فیزیکی بیماری را روی استخوان‌ها نشان نمی‌دادند. درحالی‌که این بدان‌معنا است که مطالعه‌ی جدید فراتحلیل همه‌گیرشناسی بسیار دقیقی نیست، اندازه ‌ینمونه به‌قدر کافی بزرگ بود که پژوهشگران بتوانند حدس‌های مفیدی بزنند.

هیچ‌یک از سه بیماری مذکور میزبان انسانی خود را بلافاصله نمی‌کشد و این امر به بقا و انتشار عوامل بیماری‌زا کمک می‌کند. باوجوداین، کاهش معنادار ازنظر آماری در شیوع سل یا ترپونماتوز یا جذام در طول زمان نشان می‌دهد که یا انسان‌ها دربرابر آن‌ها ایمن‌تر یا مقاوم‌تر شده‌اند یا از شدت آسیب‌زنندگی بیماری کاسته شده است. تیگن لوکاس، انسان‌شناس دانشگاه فلیندرز، درباره‌ی این موضوع می‌گوید:

از دیدگاه تکاملی، منطقی است که پاتوژن به میزبانی آسیب کمتری بزند که برای بقای خود به آن وابسته است. بنابراین، وقتی جذام و سل و سیفلیس را بررسی می‌کنیم، به‌نظر می‌رسد سطوح چشمگیر انتقال خصوصیت تکاملی موقتی باشد که با گذشت زمان تضعیف می‌شود.

درحالی‌که درباره‌ی این مطالعه به نکاتی باید توجه کرد، مانند روش‌های مختلفی که سه مطالعه نتایجشان را گزارش کرده‌اند و لزوم درنظر‌گرفتن عوامل دیگری که روی شیوع بیماری می‌توانند اثرگذار باشند، آنچه در مطالعه پیشنهاد می‌شود، نمای کلی جالبی از پیشرفت بیماری‌ها در طول زمان است.

ویروس کرونای عامل کووید ۱۹ مدت کوتاهی با ما بوده است؛ اما جهش و تغییر این ویروس‌ را به‌منظور تضمین بقا و رسیدن به میزبان‌های انسانی بیشتر شاهد بوده‌ایم. حتی زمانی‌که واکسیناسیون شیوع ویروس را مهار کند، کارشناسان بر نحوه‌ی تکامل ویروس به‌دقت باید نظارت کنند.

پژوهش جدید بخشی از زمینه‌ی در حال رشد دیرین‌آسیب‌شناسی، یعنی مطالعه‌ی بیماری‌های انسان باستان ازطریق شواهدی مانند اسکلت‌ها، بقایای مومیایی‌شده، اسناد و آثار باستانی و هنر است. لوکاس می‌گوید:

دیرین‌آسیب‌شناسی درحال تبدیل به رشته‌ی متداولی است که امکان مطالعه‌ی بیماری‌هایی را در جمعیت‌های گذشته ممکن می‌کند که روی بافت‌های سخت ظاهر می‌شوند؛ زیرا بیماری‌ها تا همان زمانی حفظ شده است ‌که بقایای اسکلتی وجود دارند. به‌علت حفظ علائم پاتولوژیکی روی اسکلت‌ها، روند تکامل توأم این سه بیماری عفونی مهم را می‌توان تا آنجا دنبال کرد که نمونه‌ها پیدا شده است.

این پژوهش در مجله‌ی PLOS One منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *